این ویروس تابستان به سراغ کودکان می آید!

[ad_1]


به گزارش بهداشت نیوز، دکتر محمدرضا بلوساز، دبیر انجمن علمی عفونی کودکان ایران با بیان اینکه شیوع اِنتروویروس‌ها در فصل تابستان در کودکان افزایش می‌یابد، گفت: این ویروس به اشکال مختلفی بروز می‌یابد. این بیماری در برخی کودکان با علائمی مانند تب شدید، استفراغ و تاول روی بیضه‌ها بروز می‌یابد که به محض بروز این علائم والدین برای درمان باید به پزشک مراجعه کنند.


وی افزود: در برخی کودکان نیز این ویروس با علائمی مانند تب و بثورات پوستی (نشانه‌های پوستی) بروز می‌یابد به گونه‌ای که والدین گمان می‌کنند فرزندشان دچار بیماری‌هایی مانند مخملک، آبله مرغان و اوریون شده است. در این حالت علامت تب چندین روز به طول می‌انجامد که والدین باید نسبت به آن حساس باشند.


بلوساز خاطرنشان کرد: نوع دیگری از این ویروس با علائمی مانند اسهال، استفراغ، تورم چشم و یا گلو و … بروز می‌یابد که گاهی ممکن است با تب نیز همراه باشد.دبیر انجمن علمی عفونی کودکان ایران با بیان اینکه شیوع انتروویروس‌ها در کودکان بسیار شایع است، یادآور شد: والدین باید نسبت به تب بالای کودکان حساس باشند و به محض مشاهده به پزشک مراجعه کنند.


وی افزود: این ویروس اگر به موقع تشخیص داده شود با دارو قابل درمان است اما اگر علائم تشدید یابد یا موجب زخم در گلو، تورم چشم، گلو و یا تاول روی بیضه‌ها شود درمان کمی زمان‌بر خواهد بود.


بلوساز گفت: شیوع این بیماری در کودکانی که دچار نقص ایمنی هستند از شیوع بیشتری برخورددار است.وی تصریح کرد: اجتناب از تماس به فرد بیمار و رعایت نکات بهداشتی تنها راه پیشگیری از ابتلا به این ویروس است.


 


منبع: آنا


 

[ad_2]

لینک منبع

تجربه های پراسترس زندگی، مغز را پیر می کند

[ad_1]

سلامانه : اتفاق های زندگی با تمام گذرا بودنشان می توانند تأثیر عمیقی بر روح و جسم داشته باشند. مطالعه ای جدید نشان داده است که آن دسته از تجربه های زندگی که اضطراب آور هستند مانند مرگ فرزند، طلاق یا از دست دادن شغل ممکن است مغز را تا چهار سال پیر کنند.

به گزارش شفقنا زندگی، کارشناسان مدرسه عالی پزشکی و سلامت عمومی دانشگاه ویسکانسین موفق به شناسایی 27 رویداد اضطراب آمیز در زندگی شدند که می تواند با ضعیف کردن عملکرد شناختی در سال های بعدی زندگی مرتبط باشد. تجربه کردن تنها یکی از این رویدادها در سال های اولیه زندگی می تواند بر سلامت مغز در آینده اثرگذار باشد.

محققان با بررسی داده های 1320 نفر که مجموعه آزمایش های عصبی را برای بررسی چندین ناحیه در مغز از جمله حافظه از سر گذرانده بودند به این نتیجه رسیدند. بخش اعظم این افراد سفید پوست و 82 نفر آنها آمریکایی آفریقایی تبار بودند و متوسط سن آنها 58 سال بود. یافته ها نشان داد آمریکایی های آفریقایی تبار بالغ بر 60 درصد بیشتر از سفیدپوست ها رویدادهای اضطراب آمیز را تجربه کرده بودند.

البته این مطالعه به خطر دمانس یا زوال عقل نپرداخت اما تجربه های پر استرس را به عنوان عوامل اثرگذار بر مغز شناسایی کرد که می تواند منجر به دمانس در سال های بعدی زندگی شود.

به گفته یکی از محققان انجمن آلزایمر در آمریکا رویدادهای استرس زایی که محققان این پژوهش بر آن تمرکز کردند بسیار متنوع است، از مرگ یکی از والدین و بدرفتاری و از دست دادن شغل گرفته تا از دست دادن خانه، فقر، زندگی در محله فقیر و طلاق. او همچنین تأکید کرد که برای بعضی از بچه ها حتی عوض کردن مدرسه هم می تواند یه رویداد اضطراب آمیز تلقی شود.

این 27 رویداد استرس زا در زندگی عبارتند از:

1- تکرار یک سال تحصیلی در مدرسه

2- بیرون فرستادن کودک از خانه برای انجام کاری اشتباه

3- بیکاری پدر یا مادر

4- مصرف الکل توسط والدین یا یکی از آنها

5- سوء مصرف مواد مخدر توسط والدین یا یکی از آنها

6- بیرون انداخته شدن از کلاس

7- اخراج یا مشروط شدن از مدرسه

8- مردود شدن در مدرسه یا دبیرستان

9- اخراج شدن از محل کار

10- بیکار بودن برای مدتی طولانی

11- از دست دادن یکی از والدین

12- جدا شدن والدین از یکدیگر

13- روابط نامشروع همسر یا والدین

14- مشکلات شدید با عروس یا داماد

15- از دست دادن خواهر یا برادر

16- از دست دادن فرزند

17- داشتن تجربه یک جراحت بسیار تهدید آمیز در کودکی

18- از دست دادن خانه در اتش، سیل یا فجایع طبیعی

19- از نظر جسمی مورد حمله یا تجاوز قرار گرفتن

20- تجاوز جنسی

21- مشکلات حاد حقوقی

22- تجربه زندان

23- ورشکستگی

24- مشکل مالی یا فقدان دارایی

25- از دست دادن سود و مزایا

26- ورود به نیروهای مسلح

27- تجربه نبرد

منبع: Independent


 

[ad_2]

لینک منبع

مثبت فکر کنید تا دچار مرگ زودرس نشوید

[ad_1]

کد خبر: 26769

تاریخ انتشار: یکشنبه 01 مرداد 1396 – 07:30

محققان دانشگاه استنفورد آمریکا، پس از 21 سال بررسی به این نتیجه رسیدند که تفکرات مثبت مرگ زودرس را تا 71 درصد کاهش می‌دهد.


به گزارش «بهداشت نیوز» تحقیقات جدید نشان می‌دهد، تفکرات مثبت مرگ زودرس را تا 71 درصد کاهش می‌دهد.


 


محققان دانشگاه استنفورد آمریکا، با بررسی داده‌های بیش از 60 هزار نفر در نهایت به این نتیجه رسیدند، افرادی که ذهن آگاه و فعال ندارند و مدام به اتفاقات منفی فکر می‌کنند، 71 درصد زودتر از بقیه دچار مرگ زودرس می‌شوند. 


 


این مطالعه که در روانشناسی سلامت منتشر شده است، نشان می‌دهد که چگونه افکار، احساسات و اعتقادات تأثیر مستقیم بر سلامت ما دارند.


 


با توجه به اظهارات محققان، مردمی که دائما فکر می‌کنند دیگران از آنها سالم‌ترند و مشکلات کمتری دارند هم در معرض مرگ زودرس هستند. 


 


شاد بودن نه تنها کیفیت زندگی را افزایش می‌دهد، بلکه بیماری‌های قلبی و مرگ را هم به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.


 


تحقیقات پژوهشگران که حاصل 21 سال مطالعه است، نشان می‌دهد ورزش بیشتر، استرس کمتر، رژیم غذایی هرچه سالم‌تر و به طور کلی ایجاد یک تغییر مثبت در رفتارهای روزمره می‌تواند شانس زندگی طولانی‌تر را به افراد دهد.


 


منبع: فارس

[ad_2]

لینک منبع

شایعات درباره وبا را جدی نگیرید

[ad_1]

سلامانه : این روزها بحث وبا حسابی داغ شده و بسیاری از شبکه‌های اجتماعی مدام درباره این بیماری به مردم اطلاعات می‌دهند. البته در این میان بازار شایعات هم حسابی داغ است که این هفته مهم‌ترین آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

وبا بیماری خطرناکی است اما باعث مرگ نمی‌شود

 جام جم نوشت:باید بدانید وبا نوعی بیماری حاد اسهالی است که به علت عفونت روده‌ها با باکتری ویبریو کلرا به وجود می‌آید. آلودگی با این میکروب نتیجه نوشیدن آب‌های آلوده یا خوردن غذاهای خام یا نیمه‌خام مثل سبزیجات یا ماهی است و در بیشتر موارد باعث از دست رفتن سریع آب و الکترولیت‌های بدن از طریق روده شده و در صورتی که درمان نشود، شوک و مرگ بیمار را به دنبال دارد.

به عبارتی در صورت بروز اسهال آبکی شدید، از زمان اولین مدفوع شل تا شوک چهار تا 12 ساعت و در صورت عدم انجام اقدامات درمانی بموقع مرگ در عرض 18 ساعت تا چند روز اتفاق می‌افتد.

اسهال اولین نشانه ابتلا به وبا

برخلاف باور عموم حدود 90 درصد بیماران مبتلا به وبا بدون علامت بوده یا اسهال خفیف دارند. اولین شکایت بیمار از احساس پری و صداهای شکم است و سپس اسهال آبکی شبیه آب برنج و اکثرا بدبو ایجاد می‌شود. استفراغ بدون حالت تهوع قبلی و عطش فراوان نیز از علائم ابتلا به بیماری است.

میوه و سبزیجات آلوده؛ مهم‌ترین عامل انتقال وبا

مصرف میوه و سبزیجات آلوده، تنها یکی از راه‌های انتقال بیماری است و دست‌های آلوده، تماس با مواد دفعی و استفراغ بیماران و لوازم آلوده بیمار، نوشیدن آب آلوده و خوردن غذای آلوده از دیگر راه‌های انتقال محسوب می‌شود.

جوشاندن آب، مانع انتقال بیماری نمی‌شود

تصفیه، جوشاندن و کلر زدن آب برای جلوگیری از سرایت وبا ضروری است و می‌تواند از ابتلا به این بیماری پیشگیری کند.

پرهیز از مصرف آب چشمه، رودخانه و آب چاه بخصوص در فصول انتقال بیماری بویژه تابستان اهمیت زیادی دارد.

با کته و ماست اسهال ناشی از وبا را درمان نکنید

از لحظه ورود میکروب به بدن تا بروز بیماری وبا، چند ساعت تا چند روز طول می‌کشد و به محض شروع اسهال شدید، لازم است بیمار مایعات فراوان و محلول خوراکی او.آر.اس مصرف کند و سریع به نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی مراجعه شود. در موارد شدیدتر درمان با سرم و دارو اهمیت بسیار زیادی دارد و جان بیمار را نجات می‌دهد. بنابراین با کته و ماست نمی‌توان اسهال ناشی از وبا را کنترل کرد.


 

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ اختلال شخصیتی که از آن‌ها بی‌خبرید!

[ad_1]

افرادی که به این اختلال مبتلا هستند خود را بسیار زیبا و جذاب می‌دانند. آن‌ها دائما سعی دارند جلب توجه کنند و کلا اعتماد بنفسشان به تایید و جذب دیگران وابسته است.


به گزارش «بهداشت نیوز» اختلالات شخصیتی نوعی اختلالات ذهنی هستند که بر نحوه مدیریت احساسات، رفتار و روابط افراد تاثیر می‌گذارند. اختلالات شخصیتی در ۴۰ تا ۶۰ ٪ مواقع قابل تشخیص هستند. این اختلالات می‌توانند موجب ناهنجاری شده و منجر به مشکلات شخصیتی شوند و در نتیجه ایجاد اضطراب و افسردگی کنند.


باتوجه به راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی، ۱۰ نوع اختلال شخصیتی متفاوت وجود دارد که در ۳ گروه قابل دسته بندی هستند.

دسته اول:

اختلال شخصیت پارانویایی- اختلال شخصیتی اسکیزوئید- اختلال شخصیتی اسکیزوفرنی گونه

دسته دوم:

اختلال شخصیت ضد اجتماعی- اختلال شخصیت مرزی- اختلال شخصیت نمایشی- اختلال شخصیتی نارسیسیتی

دسته سوم:

اختلال شخصیت اجتناب پذیر- اختلال شخصیتی وابسته یا غیرمستقل- اختلال شخصیت وسواس فکری عملی

 ۱. اختلال شخصیتی پارانویایی

فرد مبتلا همیشه به همه چیز مشکوک است. فرد به پذیرفته نشدن یا رد شدن بیش از حد حساس است و به راحتی احساس سرخوردگی می‌کند. شاید حتی احساس شرم و حقارت نیز کرده و کینه به دل بگیرد. کناره گیری از دیگران در بین آن‌ها شایع است و ایجاد روابط صمیمی و نزدیک برای آن‌ها دشوار است چرا که همواره دیگران را برای مشکلات و اشتباهات سرزنش می‌کنند.

علائم:

عدم اعتماد به دیگران

حساس به واکنش و عکس العمل دیگران

کینه به دل داشتن برای مدت طولانی

 ۲. اختلال شخصیت اسکیزوئید

آن‌ها بیشتر درون گرا هستند و برای خودشان یک دنیای درونی دارند. نظریه‌ای وجود دارد که عنوان می‌کند افرادی که اختلال شخصیتی اسکیزوئید دارند به شدت حساس و عاطفی هستند و زندگی درونی غنی‌ای دارند، آن‌ها تمایل به داشتن روابطی صمیمی و طولانی مدت هستند، اما آغاز کردن و حفظ روابط برای آن‌ها بسیار دشوار است و به همین دلیل هم تمایل دارند که در دنیای درونی خود زندگی کنند. افراد مبتلا به این اختلال به ندرت به دارو احتیاج دارند.

علائم:

دور شدن از دوستان

عدم پاسخ عاطفی

عدم حس شوخ طبعی

 ۳. اختلال شخصیتی مرزی

این نام به این دلیل بر روی این اختلال گذاشته شده است چراکه تصور می‌شود این اختلال مابین اضطراب و روان پریشی قرار دارد. بی ثباتی عاطفی، انفجار خشم هنگام نقد شدن، خودکشی و خود آزاری در بین این افراد شایع است. این افراد به شدت حس پوچی می‌کنند و از ترک شدن و ر‌ها شدن واهمه دارند.

علائم:

غیرقابل پیش بینی هستند

موذیانه عمل می‌کنند

بی ثبات هستند

 ۴. اختلال شخصیتی اسکیزوفرنی گونه

افرادی که مبتلا به این اختلال شخصیتی هستند عموما عجیب و غریب توصیف می‌شوند. آن‌ها اغلب روابط صمیمی و نزدیک کمی دارند یا اصلا ندارند. این افراد احتمال بیشتری برای مبتلا شدن به اسکیزوفرنی دارند.

علائم:

اعمال عجیب غریب و غیر معمولی

دوستانه رفتار نمی‌کنند

از مردم دوری می‌کنند

 ۵. اختلال شخصیت نمایشی

افرادی که به این اختلال مبتلا هستند خود را بسیار زیبا و جذاب می‌دانند. آن‌ها دائما سعی دارند جلب توجه کنند و کلا اعتماد بنفسشان به تایید و جذب دیگران وابسته است.

علائم:

جلب توجه می‌کنند

تمایل به اغوا کردن و فریفتن دارند

به دنبال تحت تاثیرقراردادن واکنش دیگران هستند

 ۶. اختلال شخصیت نارسیسیتی

این افراد نوعی حس خود مهمی و خودخواهی داشته و به تحسین دیگران نیاز دارند. آن‌ها بر این باورند که از همه مهم ترند و به این دلیل به احساسات دیگران توجهی نمی‌کنند. آن‌ها حس دوستی و همدلی ندارند و از دیگران برای به موفقیت رسیدن خودشان سوء استفاده میکنند. در چشم دیگران آن‌ها اغلب خودشیفته، متعصب، خودخواه و بی عاطفه بنظر می‌آیند. اگر مورد تمسخر یا انتقاد قرار بگیرند ممکن است رفتارهای خشونت آمیز از خودشان نشان بدهند.

علائم:

احساس برتری کردن

گستاخ و متکبر هستند

 ۷. اختلال وسواس فکری عملی

افراد این دسته اغلب شکاک، محتاط، سخت و جدی و بدن حس شوخ طبعی هستند. این افراد وقتی حس می‌کنند کنترل شرایط از دستشان در رفته احساس ترس و اضطراب می‌کنند.

علائم:

براین باورند که عالی هستند

انجام رفتارهای خارج از کنترل مثل شستن بیش از حد دست‌ها

 ۸. اختلال شخصیت اجتناب پذیر

این افراد اعتماد به نفس کمی دارند و دائما از خجالت زده شدن، مورد انتقاد قرار گرفتن و پذیرفته نشدن واهمه دارند. آن‌ها ناخوشانید هستند و، چون می‌ترسند که افراد از آن‌ها خوششان نیاید از ملاقات با مردم اجتناب میکنند. آین افراد بیش از حد واکنش‌ها و عکس العمل‌های خود و دیگران را مورد بررسی قرار می‌دهند که این کار هم باعث می‌شود کم‌تر در شرایط و موقعیت‌های اجتماعی دخیل شوند.

علائم:

اعتماد بنفس پایین

ترس از شکست خوردن

 ۹. اختلال شخصیت ضد اجتماعی

افراد مبتلا به این اختلال معمولا بدون درنظر گرفتن دیدگاه دیگران دست به عمل می‌زنند. این اختلال در میان مردان شایع‌تر از زنان است. مشخصه‌ی آن عدم اهمیت به احساسات دیگران است. این افراد قوانین و تعهدات اجتماعی رانادیده می‌گیرند، تحریک پذیر و پرخاشگر هستند، یکهویی عمل می‌کنند و هرگز احساس گناه یا پشیمانی نمی‌کنند.

علائم:

بی احترامی به تصمیمات دیگران

براین باورند که فقط حرف و کار خودشان درست است

از هنجارهای اجتماعی پیروی نمی‌کنند

 ۱۰. اختلال شخصیتی وابسته یا غیرمستقل

این افراد اعتماد بنفس کمی دارند و بیش از حد نیاز دارند که کسی مراقبشان باشد. این افراد در گرفتن تصمیمان روزانه‌ی خود به کمک احتیاج دارند. از تنهایی واهمه دارند و هیچ وقت تن‌ها نمی‌ماند.

علائم:

چسبیدن به دیگران

اجتناب از تنهایی و انزوا



نمی‌توانند هیچ کاری را به تنهایی انجام دهند


 


منبع: سلامت نیوز

[ad_2]

لینک منبع

دست‌های زخمی زنان نان‌آور

[ad_1]

سلامانه : سیما 21 ساله، ساکن روستای سیمون تند و تند بامیه می‌چیند. حرف زدن هم از سرعتش کم نمی‌کند. بامیه‌ها را می‌ریزد توی سبدی که به کمرش بسته. گاه می‌ایستد وعرق از پیشانی‌اش می‌گیرد و می‌گوید: بامیه تا ریزه به درد می‌خوره، درشت که بشه، دیگه کسی طالبش نیست. این بوته‌ها خار داره و زبره، دست بزنی تا چند روز دستت می‌سوزه، هاجر 60 ساله، در نظام آباد اسلامشهر زندگی می‌کند.

 ایران نوشت: از 5 صبح اینجاست. همراه با همسرش محمد که کمی دورتر ایستاده. می‌گوید: همه این کار سختیه برای من. سن و سالی ازم گذشته. دیگه وقت کارم نیست. نمی‌تونیم کارگر بگیریم، آخه از کجا بیاریم. زانوهام درد می‌کنه. دکتر میگه نباید کار کنی اما نمیشه.همه درآمدمون همون یارانه است. پول آب، برق…


عالیه و مریم مادر و دخترند. اولین سالی است که بامیه می‌چینند. عالیه مادر مریم ایستاده و بامیه‌ها را از شاخه جدا می‌کند. اغلب بامیه‌هایی که می‌چیند درشت‌اند، همان‌ها که قبلاً گفته‌اند خریداری ندارد. با خنده می‌گوید: روز اولشه. هنوز نمی‌دونه چکار باید بکنه. این بوته‌های کوچک بامیه دمار از کمر آدم در میاره. کشاورزی همه‌اش دردسره.


تابستان برای هر کس یک جوری می‌گذرد و به قول خودشان برای آنها هم خیلی سخت و عذاب آور. برای هاجر، سیما، عالیه، لیلا و… آنها که همه روزشان را مجبورند در مزارع بامیه بگذرانند. همه روز یعنی از 6 صبح تا 7 و8 غروب. روز برای آنها وقتی تمام می‌شود که بامیه‌ها روی هم تلنبار شده و آماده فروش باشند، همان وقت که آفتاب در حال غروب است.

بوته‌های سبز با گل‌های زرد چشم نوازی که ممکن است سرسبزی‌ و زیبایی‌شان من و تو را به هیجان بیاورد برای آنها چیزی جز خار و زخم دست‌ها نیست. بامیه‌ها تا کوچک‌اند ارزش دارند، باید زود بچینی‌شان. کمی که بزرگ شدند، دیگر کسی مشتری‌شان نیست وروی دستت باد می‌کنند. برای همین برای چیدن باید عجله کرد.


این روزها بامیه‌چینی شغل اصلی زنانی است که در جنوب غربی پایتخت زندگی می‌کنند. اسلامشهر وشهرک کامیونداران را که رد کنی، می‌رسی به یک جاده مشجر. آنقدر سرسبز و زیبا که دقایقی فراموش می‌کنی در تهران هستی. چند کیلومتری که در این جاده پر دار و درخت پیش می‌روی، مزارع بامیه پیدا می‌شوند. زمین های سیر و تره فرنگی هم هست، اما کشت و زرع اصلی اینجا بامیه کاری است. زنان ساکن در روستاهای سیمون، لهک، خمارآباد و نظام آباد و… همه مشغول کارند. اگر در طول روز به این روستاها سر بزنی، تقریباً کسی را در خانه پیدا نمی‌کنی. همه سر زمین‌اند.

بچه‌ها نخستین کسانی هستند که می‌بینی‌شان. پنج، شش بچه قد و نیم قد که در آلونک حصیری دم کرده‌ای از آفتاب تند صبح تابستان، دور هم نشسته‌اند. بازی می‌کنند ومی‌خندند و پرسر و صدا سلام می‌کنند. این آلونک‌ها محل استراحت کشاورزان هم هست. زیر سایه همین آلونک‌ها ناهار و شامی می‌خورند. ناهار و شام که نه، به قول سیما، نان و پنیری، نان و ماستی. توی این گرما که نمی‌شود غذای پختنی آورد، هرچه بیاوری زود خراب می‌شود.


سیما 21 ساله، ساکن روستای سیمون تند و تند بامیه می‌چیند. حرف زدن هم از سرعتش کم نمی‌کند. بامیه‌ها را می‌ریزد توی سبدی که به کمرش بسته. گاه می‌ایستد وعرق از پیشانی‌اش می‌گیرد: «تابستون کابوسه برای من. می‌دونم چه روزهای سختی در انتظارمه. از 6 صبح میام تا 8 شب. چاره چیه اما؟ تازه «دهقانیه» یعنی نصف کاریم؛ نصف صاحب زمین، نصف ما که روش کار می‌کنیم. هر چه بدن آخر کار معلوم می‌شه. پارسال 6 ماه زحمت کشیدیم 2 میلیون و 700 کلاً دستمون رو گرفت. وقتی کار دیگه نداری مجبوری. شوهرم سربازی نرفته، هیچ جا بهش کار درست و حسابی نمیدن.

حالا فکر نکنی این پولی که داریم کار می‌کنیم هم برامون می‌مونه نه، چون قبلاً به میدون پیش فروش کردیم و همه‌اش رو خرج کردیم.»

دستکش پلاستیکی زرد رنگش تند و تند لابه لای بوته‌ها می‌گردد: «بامیه تا ریزه به درد می‌خوره، درشت که بشه، دیگه کسی طالبش نیست. خار داره و زبره این بوته‌ها، دست بزنی تا چند روز دستت می‌سوزه. باید روزی یه جفت دستکش عوض کنی.»


دستکش را از دستش بیرون می‌آورد، زیر دستکش پلاستیکی یک دستکش دیگر پوشیده اما با این همه دستانش قاچ قاچ شده: «از بس دستم توی دستکش عرق می‌کنه اینجوری می‌شه.» جمع‌آوری بامیه از بوته‌های کوتاه سخت‌ترهم هست؛ کمر سیما کاملاً خم می‌شود، وقتی بلند می‌شود، کمرش به سختی صاف می‌شود: «خونه هم که می‌رم تازه لباس بشور، غذا بپز…»

بچه‌های سیما دور و برش بازی می‌کنند. سه سال ونیم و دو ساله‌اند: «این بچه‌ها هم از صبح تا شب اینجا با من اسیرند یا توی آلونک‌اند یا اینجا کنارم. به خدا شوهرم افسردگی گرفته. با پدر شوهرم اینا زندگی می‌کنیم و دائماً به ما میگن برین از اینجا. چرا زن و بچه‌ات را هوار ما کردی؟ ما هم که نه پول پس‌انداز داریم، نه چیزی.» سیما در 14 سالگی با شوهر 17 ساله‌اش ازدواج کرد. او آرزو دارد زندگی بچه‌هایش مثل او نباشد و مجبور نشوند آنقدر زود ازدواج کنند. دوست دارد درسشان را بخوانند، سربازی بروند و خانه داشته باشند و بعد به فکر تشکیل خانواده بیفتند.


هاجر 60 ساله، در نظام آباد اسلامشهر زندگی می‌کند. از 5 صبح اینجاست. همراه با همسرش محمد که کمی دورتر ایستاده: «همه این کار سختیه برای من. سن و سالی ازم گذشته. دیگه وقت کارم نیست. نمی‌تونیم کارگر بگیریم، آخه از کجا بیاریم. زانوهام درد می‌کنه. دکتر میگه نباید کار کنی اما نمیشه. همه درآمدمون همون یارانه است. پول آب، برق… مجبوریم دیگه مجبور. بیا خونه‌مون رو ببین توی یک زیر زمین زندگی می‌کنیم مثل زندان. اصلاً معلوم نیست با این همه زحمت، چیزی هم برامون بمونه یا نه؟ زمستون قرض می‌کنیم و تابستون هم کار می‌کنیم و قرض زمستون رو می‌دیم. تا حالا 3 میلیون و 500 از میدون گرفتیم، تازه یک میلیونش رو پس دادیم.» محمد شوهر هاجر از بی‌آبی و بدی خاک هم گلایه دارد؛ اینکه خیلی ازبوته‌های بامیه‌ قبل از چیده شدن می‌سوزند. گوشه‌ای از خاک را که بوته‌های زرد روی هم افتاه‌اند نشانم می‌دهد: «من و هاجر پیر شدیم دیگه 5 کیلو بار هم نمی‌تونیم روی دوشمون بگیریم.» محمد و هاجر از اهالی قدیمی روستای سیمون‌اند، همان روستای حاشیه‌ای که چندی پیش بازسازی شد: «اون همه سختی سیمون را کشیدیم اما گفتند چون ازآنجا رفته‌اید خونه شامل شما نمیشه! ما موندیم و این زیر زمین و این همه سختی.» هاجر در آلونک حصیری زانوهای برآمده و کبودش را نشانم می‌دهد.


عالیه و مریم مادر و دخترند. نخستین سالی است که بامیه می‌چینند. ساکن خمارآبادند. عالیه مادر مریم ایستاده و بامیه‌ها را از شاخه جدا می‌کند. اغلب بامیه‌هایی که می‌چیند درشت‌اند، همان‌ها که قبلاً گفته‌اند خریداری ندارد. مریم برای مادرش توضیح می‌دهد آنها را نچیند با خنده می‌گوید: «روز اولشه. هنوز نمی‌دونه چکار باید بکنه. این بوته‌های کوچک بامیه دمار از کمر آدم در میاره. کشاورزی همه‌اش دردسره.» مریم هم دو فرزند دارد؛ یک پسر یک ساله و و یک دختر 5 ساله. می‌گوید بچه‌ها چندان اذیتش نمی‌کنند. اینجا بچه زیاد است و باهم سرگرم بازی می‌شوند. بچه‌هایش در آلونکی‌ بازی می‌کنند که از ما فاصله زیادی دارد. مریم بیش از اندازه لاغر است، طوری که مانده‌ام چطور با این جثه نحیف از عهده این همه کار بر می‌آید. زیر آفتاب تند خیس عرق است. مهم‌ترین دغدغه‌اش آینده بچه‌هاست؛ اینکه زندگی خوبی داشته باشند و مدرسه و دانشگاه بروند: «اصلاً دوست ندارم بچه‌هایم کشاورزی کنند. بامیه زیاد سختی دارد.»

لیلا 50 ساله از اهالی ده لهک است. روستایی حاشیه‌ای همان نزدیکی‌های زمین‌های بامیه. چشمانش سرخ سرخ است. چادر گلدارش را روی زمین پهن کرده و رویش نشسته. می‌گوید زمینشان را تازه با گوگرد سم پاشی کرده‌اند و دمار از روزگارش درآمده: «بامیه چیدن سخته، من هم دیگه نمی‌کشم.خیلی هوا گرمه. جوون بودم، بیشتر توان داشتم اما چاره‌ای نیست. باز همین کار تابستون باعث می‌شه زمستون رو بکشونیم. بچه‌ها همه سر و سامان گرفتن اما خودم و شوهرم که درآمدی نداریم. این لهک هم که دیدی چه وضعی داره؟ نه آب درست و حسابی داره نه گاز. به خدا، سخته خیلی. کاش لهک رو برای ما بسازن مثل سیمون.»


لیلا و چند زن دیگر راهی آلونک‌های کنار زمین شده‌اند. می‌روند ساعتی در سایه استراحت کنند، نفسی بکشند، جانی دوباره بگیرند و دوباره برگردند سرکارشان. جلوی آلونک پر است از دمپایی‌های پلاستیکی و چادرهای گلدار. رقیه که می‌بیند نگاهم روی دمپایی‌ها و چادرهاست، برایم توضیح می‌دهد: «بامیه چیدن نفس آدم رو می‌گیره، طفلی‌ها حتی حال ندارند چادرها رو از روی زمین بردارند.» رقیه هندوانه کوچکی را از بوته جدا کرده و به سمت آلونک می‌رود تا دورهم ناهار امروزشان را بخورند.


 

[ad_2]

لینک منبع

اولین قطار هوایی چین راه‌اندازی شد+تصاویر

[ad_1]

کد خبر: 26772

تاریخ انتشار: یکشنبه 01 مرداد 1396 – 07:55

اولین قطار هوایی چین، مدّتی پیش مراحل تولید را پشت سر گذاشت و اکنون در سامانه حمل و نقل عمومی این کشور راه‌اندازی شد.


به گزارش «بهداشت نیوز» به نقل از فارس: اولین قطار هوایی چین، مدّتی پیش مراحل تولید را پشت سر گذاشت و اکنون در سامانه حمل و نقل عمومی این کشور راه‌اندازی شد. 


این قطار خودران هوایی که به وسیله باتری کار می‌کند، به شکل یک پاندا طراحی شده و مراحل تولید خود را در شهر زیانگ واقع در جنوب غربی سیچوآن طی کرده و آماده شده است.


 قطار هوایی چین، قابلیت انتقال حداکثر 144 مسافر را دارد و با سرعت 65 کیلومتر بر ساعت مسافران را جابجا خواهد کرد. 


این قطار هوایی به باتری لیتیومی مجهز شده است تا هنگام پرواز در هوا به هیچ منبع انرژی دیگری نیاز نداشته باشد؛ ضمن اینکه این قطار خودران بواسطه بهره‌مندی از منابع الکتریکی، نسبت به ترن‌های مغناطیسی با محیط زیست بسیار سازگارتر است.













 

[ad_2]

لینک منبع

معمای قتل همسر یک جراح

[ad_1]

سلامانه : با گذشت ۱۷ ماه از مرگ اسرارآمیز همسر یک جراح جوان، متخصصان کمیسیون پزشکی قانونی راز این جنایت هولناک را فاش کردند. این در حالی است که تحقیقات نشان داد، متهم با دستکاری مدارک پزشکی، تلاش داشته مرگ همسرش را بر اثر مصرف متادون نشان دهد.

 روزنامه «ایران» نوشت: ۲۰ دی سال ۹۴ زن جوانی به نام فاطمه پس از حدود دو ماه بستری در یکی از بیمارستان‌های شمال تهران جان‌ سپرد. ابتدا این‌طور به نظر می‌رسید که وی بر اثر مصرف متادون و عفونت ناشی از آن جان‌باخته است و کسی تصور نمی‌کرد زن جوان که پرستار یکی از بیمارستان‌های پایتخت بود، قربانی جنایت خاموش شده باشد. اما با شکایت پدر زن جوان و پیگیری‌های گسترده آنها و تیم جنایی، پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد.

گزارش یک مرگ

یکی از روزهای زمستان سال ۹۴مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران ضمن تسلیم شکایتی مدعی شد که دخترش به دست دامادش به قتل رسیده است. این در حالی بود که پرونده بالینی پرستار جوان حکایت از آن داشت که فاطمه براثر عفونت شکمی و عوارض قلبی بر اثر مصرف متادون جان باخته است.

اما با توجه به مشکوک بودن ماجرا و شکایت پدر پرستار جان‌باخته، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران دستور تحقیقات بیشتر برای کشف معمای مرگ را صادر کرد. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد ۲۲ آبان، امدادگران اورژانس تهران پیکر نیمه‌جان زن جوان را به بیمارستانی در شمال تهران منتقل کردند.

این در حالی بود که همسرش مدعی بود فاطمه به اشتباه قرص متادون را به جای داروی استامینوفن خورده است. با ادعای این مرد، آزمایش‌های تخصصی انجام شد اما مرگ به علت مصرف متادون رد شد. ولی با توجه به اصرارهای پزشک جوان، نمونه‌های آزمایشگاهی برای دومین بار و در مرکز دیگری تحت بررسی قرار گرفت که این بار جواب، مثبت درآمد. در نهایت هم باتوجه به جواب مثبت آزمایش متادون، علت مرگ عفونت و عوارض قلبی ناشی از مصرف متادون عنوان شد.

با وجود این پرونده فاطمه به کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی ارجاع شد اما پس از انجام آزمایش‌های تخصصی و سم‌شناسی اعلام شد از آنجا که در آزمایش اولیه، وجود متادون در خون زن جوان یافت نشده، به همین خاطر آزمایش دوم رد می‌شود. از طرفی در ادامه بررسی‌ها مشخص شد مدارک پزشکی زن جوان نیز در بیمارستان عوض شده و تغییراتی در آن به وجود آمده است.

بازداشت پزشک جوان

با سرنخ‌های به‌دست آمده و احتمال دست داشتن دکتر جوان در ماجرای مرگ مرموز همسرش، بازپرس جنایی دستور بازداشت او را صادر کرد. بدین ترتیب پزشک جراح به اتهام قتل همسرش بازداشت شد. اما او همچنان منکر جنایت شد و اظهار داشت که همسرش را به قتل نرسانده است.

پدر فاطمه در این‌باره گفت: «اردیبهشت ۹۴ دخترم با متهم که آن زمان در حال گرفتن تخصص بود ازدواج کرد. متهم – وحید – می‌گفت وضع مالی خوبی ندارد و به خاطر اینکه دلمان می‌خواست دخترمان در زندگی‌اش احساس آرامش و راحتی کند، یکی از اتاق‌های خانه‌مان را در اختیار او و همسرش قرار دادیم. آنها در خانه ما ساکن بودند تا اینکه ۲۲ آبان سال ۹۴، دامادم با من تماس گرفت و گفت با دخترم بحثشان شده است. به دخترم گفتم بهتر است آشتی کند اما او از وحید دلخور بود، ولی به هر حال باهم آشتی کردند.»

شاهد تزریق آمپول مرگ به خواهرم بودم

خواهر فاطمه در ادامه صحبت‌های پدرش گفت: «ظهر بود که داشتم از مقابل اتاق خواهر رد می‌شدم که متوجه شدم شوهرش به خواهرم دارویی تزریق کرد. بعد از آن از اتاق بیرون آمد و گفت به فاطمه داروی آرامبخش تزریق کرده و کسی به سراغش نرود. ما که نمی‌دانستیم ماجرا از چه قرار است باور کردیم. در طول آن روز مادرم چند باری به فاطمه سر زد اما چون همسرش گفته بود که داروی آرامبخش زده است، سعی نکرده بود او را بیدار کند. اما آخرین بار که به سراغ خواهرم رفته بود متوجه شده بود که کف از دهانش بیرون آمده است.به همین خاطر خیلی سریع با شوهرش تماس گرفتیم که او گفت با اورژانس تماس بگیریم. به هر حال من شاهد تزریق بودم. از آنجا که شوهرش پزشک است و اطلاعات زیادی در این رابطه دارد معتقدیم برای از بین بردن سمی که وارد بدن خواهرم کرده بود او را دو ماه در کما نگه‌داشته بود. به همین خاطر سرمی که به خواهرم تزریق می‌شد آثار باقیمانده سم تزریقی در بدنش را به تدریج از بین می‌برد.»

پدر فاطمه نیز گفت: «اصرار متهم برای انتقال او به بیمارستانی دیگر سؤالی است که همیشه در ذهن ما بی‌جواب مانده است. ما مخالف این انتقال بودیم ولی او به‌عنوان شوهر دخترم، پیکر نیمه‌جان همسرش را به بیمارستان دیگری انتقال داد. ۲۴ ساعت بعد هم کمد دخترم را خالی کرد و همان شب حادثه به اتاق دخترم رفت و خیلی از وسایل دخترم را برد و آنجا را تمیز کرد. همه این موارد نشان می‌دهد که او سعی در مخفی نگه داشتن مسائلی داشته که ما از آن بی‌خبر هستیم وامیدواریم هرچه سریع‌تر ابهام‌های موجود در پرونده پس از حدود ۱۷ ماه افشا شود.»

پزشک جوان در حال حاضر با قرار بازداشت موقت تحت بازجویی‌های تخصصی کارآگاهان جنایی قرار دارد اما تاکنون به قتل همسرش اعتراف نکرده است.


 

[ad_2]

لینک منبع

افسردگی ساختار مغز را تغییر می‌دهد

[ad_1]

سلامانه : متخصصان مغز و اعصاب در انگلیس دریافته‌اند که افسردگی می‌تواند به تغییر در ساختار مغز منجر شود.

به گزارش ایسنا، بررسی گروهی از متخصصان دانشگاه ادینبورگ حاکی از آن است که افسردگی بروز تغییراتی در ساختار مغز را به دنبال دارد.

حدود یک پنجم افراد بزرگسال در انگلیس دچار افسردگی هستند و این عارضه عامل اصلی ناتوانی در جهان به حساب می‌آید.

در این بررسی متخصصان به مطالعه روی ساختار ماده سفید در مغز پرداختند. ماده سفید بخشی از مغز است که اختلال در آن با بروز مشکلاتی در پردازش احساسات و مهارت‌های فکری همراه است.

متخصصان انگلیسی تغییراتی را در ماده سفید مغز در مبتلایان به افسردگی مشاهده کردند و دریافتند که کیفیت ماده سفید در این بیماران کاهش پیدا می‌کند. هر چند این تاثیر گذاری در افراد سالم مشاهده نمی‌شود.

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، متخصصان دانشگاه ادینبورگ با بیان اینکه این مطالعه در نوع خود قابل توجه است اظهار داشتند: نتایج به دست آمده می‌تواند به تشخیص و درمان بهتر افسردگی کمک کند.


 

[ad_2]

لینک منبع